
زمان، رنگ س ب ز، انتظار مادر، چه معنی میدهند؟


رندان تشنهلب را آبی نمیدهد کس/ گویا ولیشناسان رفتند از این ولایت
...
منتظرم و به آینده خوشبین
(1)
چشمهايش؛
ساكت و معصوم،
«ندا»ي آزادگي را فرياد زدند،
دخترك اين سرزمين و خاك.
آه!
اي آدمهاي ناپاك،
اي كوررنگهاي بيگانه با رنگ سرخ،
نميبينيد جز قدرت و جان ناچيزتان.
ديگر خبري از مختصر آبرو نيست.
آبرو را خون شست و برد با امواج خويش.
(2)
«جان ناچيزت مال خودت!»؛
«ندا» گفت.
«قسمت من پرواز است،
هر چند كه به قول فروغ اين پرنده مردني است!
ليكن اوج است قسمت من،
قسمت تو اما نشستن در كمين،
و نگريستن به در خون غلطيدنم،
همين...
قسمت من پرپر زدنم،
قسمت تو، آه...
با خنده ديدن مردنم.»