تبليغاتX
"مفـــــــــشوی مـــــــــــن"

نه اشتباه نکنید، آگهی فروش ملک نیست!
نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ چهارشنبه 1388/01/26 |

می­دانیم هستی. منتها به چه قیمتی؟ به قیمت خراب کردن دیوارهای شهر؟ اگر واقعا هستی عقده هایت را روی دیوارهای بی­زبان شهر خالی نکن. بیا و مرد و مردانه صدایت را در گلویت بینداز و بگو که هستی!

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ سه شنبه 1388/01/11 |

 


این سند تاریخی رو یواشکی از دفتر یکی از دانشجویان کش رفتم!

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ شنبه 1387/10/14 |


این عکس گواهی بر این مدعاست که مردم استان کرمان، بخصوص شهرستان رفسنجان، آمادگی خود را برای رویارویی با هر نوع زلزله، تمام و کمال بدست آورده­اند و دیگر از زمین­لرزه و پیش­لرزه و پس­لرزه حتی تب لرز هم هراسی ندارند.


ته نوشت: زلزله؛ حیا کن، استان ما رو رها کن!
نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ چهارشنبه 1387/08/22 |

اردشیر کاتوزیان


یک کم فرهنگ آپارتمان نشینی داشته باشید تا این بنده خدا این همه اذیت نشه.

زرنگ بازی هم حدی داره!!!!

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ یکشنبه 1387/05/20 |


گویا فقط آقایان هستند که کوچه­ی مورد نظر را کثیف می­کنند. البته از این آقایان هم بعید نیست!

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ یکشنبه 1387/05/06 |


بهتره که شعر بالا را درست­تر بنویسم:

بی­خیال جک؛

اگه نشی بی­خیال، می­خوری کتک...

منظور شاعر را در این شعر نفهمیدم اما خلاقیتش در استفاده از تکنینک شعر نو و القا کردن روح فیلم­های «وسترن» در آدم قابل تحسین است!

این شعر احتمالا ابیات دیگری هم داشته که افراد ناشناس آن­ها را قلم گرفته­اند. شاید هم خود شاعر خودسانسوری کرده است.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ دوشنبه 1387/04/24 |


بعضی ها چقدر عنوان و القاب دارند! کاش امیرکبیر دیگری پیدا می شد و ما را از دست این القاب نجات می داد. جدا از این مساله القاب، آدم این نوشته را که می خواند یاد صحراهای آفریقا میفتد. یاد شیرهایی که در آن صحراها به طرق گوناگون «حوزه ی استحفاظی» خود را مشخص می کنند.
 
نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ چهارشنبه 1387/04/12 |

از امروز می­خواهم بخش جدیدی را در «مفشو» افتتاح کنم. نام این بخش دیوارنوشته­هاست. پدیده­ی دیوار نویسی پدیده­ای اجتماعی است. حتی گفته شده که اولین وب­لاگ نویس یک دیوارنویس قهار بوده. گاهی روی دیوارهای شهر به جملاتی برمی­خوریم که ناخودآگاه نظرمان را به خود جلب می­کنند. این جملات می­توانند شامل آگهی­های تبلیغاتی و یا حتی شعارهای مرسوم در جامعه و یا جملات بزرگان باشند یا کلامی از سر دلتنگی.

خوب این هم یک جور ابراز عشق است! به نظر من این ابراز عشق فانتزی که توسط جوانی به نام «سعید» برای دخترخانمی به نام «سیما» صورت گرفته، قابل تحسین است چرا که سعید در حالی­که املای درست کلمات انگلیسی را نمی­دانسته به این امید که سیما گذرش از شهر به این کوچه­باغ باصفا بیفتد و ابراز عشقش را روی تن دیوار کاهگلی ببیند، آن­را نگاشته است.

نگاشته شده توسط اردشیر غفاربیگی(کاتوزیان سابق) مورخ دوشنبه 1387/04/03 |